خرید بک لینک
دقیقا یکماه دیگه شمع 15 سالگی رو فوت میکنه. الان دیگه یه نوجوون دقیق شده و بزرگترین سرگرمیش ساختن کلیپ توی یوتیوبه. کل تابستون سرگرم دیدن و ساختن ویدیو بود. همچنان کلاس پیانو میره و عاشق موهای بلند و فر شده. چند وقت پیش با باباش رفت آرایشگاه و موهاش اونطوری که میخواست نشد و آرایشگر بغل موهاشو کوتاه کرده بود، از شب اول که نگم چقدر ناراحت و زار و پریشون بود... تا چند روزهم میگفت دوست ندارم خودم و تو آیینه ببینم. راستی یه دوست به‌روز پیدا کرده(یه مجسمه تو اتاقشه) اسمشو گذاشته سارا. چند روز پیش افتاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 5:08

طبق معمول سالهای اخیر بعد از تموم شدن امتحانات رفت شمال. از خونه نگم که بدون اشکان سوت و کوره. امسال میره کلاس هشتم و قراره مدرسه شو عوض کنیم. هنوز مثل همیشه خوش اخلاقه و خوش رو. هنوز رفتاری از دوره نوجوانی و پرخاشگری و انزوا و..... توش نمیبینم و امیدوارم از پس این یکی بحران هم به خوبی بربیایم. همه غذاهارو دوست داره و بازی مورد علاقه ش الدن رینگ.اصلا از فوتبال خوشش نمیاد. به خوبی شنا میکنه و استخر مورد علاقه شه. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 16:01

اشکان هفته پیش رفت شمال تا پیش مامانی و بابایی بمونه.وقتی نیست خونه خیلی ساکت و بی سروصداست.اصلااااا بهمون زنگ نمیزنه به جز مواقعی که اینترنتش تموم میشه.

برچسب: نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1402 ساعت: 7:34

اشکان الان 12 سال و هفت ماهشه. توی این مدت اولین سوگ رو تجربه کرد و ما مادربزرگ اشکان رو از دست دادیم و من برای اولین بار بود که نمیدونستم یه خبری رو باید چجوری به اشکان بدم. ولی بلاخره با هر سختی بود اون دوران رو پشت سر گذاشتیم. اشکان داره امتحانات کلاش ششم رو میده و از سال بعد مدرسه ش عوض میشه و به دوره متوسطه میره. بازی مورد علاقه ش فقط الدنرینگ و غذای مورد علاقه ش کشک بادمجونه. به شدت شلختهولی خوشرو و مودب. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: چهارشنبه 4 مرداد 1402 ساعت: 17:51

اشكانم داره كلاس اولش تمم ميشه، هر روز شيرين تر، دوست داشتني تر و براي من و پدرش عزيزتر ميشه. به نسبت قبل مستقل تر و عاقل تر شده و بطور كامل كاراشو خودش انجام ميده و بيشتر اوقات به منم كمك ميكنه. مدرسه رو خيلي دوس داره و با معلمش ارتباط خوبي داره خداروشكر.  من و پدرش روزاي سختي رو پشت سرگذاشتيم ولي اميدمون به خداست و همينطور به همديگه. اشكان توي لحظه لحظه هاي اينروزا دليلي بوده براي اينكه حتي به چيزاي بد فكرهم نكنيم. دست به دست هم داديم و اميد داريم به روزاي قشنگي كه پيش رومون هست. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 15:11

یه مدت طولانی پسورد وبلاگ رو فراموش کرده بودم و با کلی زحمت تونستم دوباره اینجا برای پسرم بنویسم.تا وقتی که بخوام وبلاگ و بهش تقدیم کنم فقط هفت سال دیگه مونده.پسرم الان کلاس پنجمه. اشکان من که روزی اندازه یه فندق بود الان برای خودش مردی شده. چند ماهی میشه که شمال مونده(البته بینش یکماه اومد و دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: يکشنبه 4 ارديبهشت 1401 ساعت: 13:39

اینجانب که مامان آقا اشکان باشم درصدد براومدم تا مهدکودک گل پسرو رو عوض کنم. امروز باهم رفتیم و مهدی رو پیدا کردیم که پسرم خیلی دوست داشت. البته این برنامه موکول میشه به یک ماه آینده چون از سه روز دیگه ما به تهران میریم تا مامان کلاسهای آموزشی رو بگذرونه و بعد از حدود یک ماه برمیگردیم......

برچسب: سفر یک ماهه به اروپا,سفر یک ماهه به استرالیا,سفر نوزاد یک ماهه,هزینه سفر یک ماهه به کانادا,سفر با نوزاد یک ماهه,هزینه سفر یک ماهه به امریکا, نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 15:58

گل پسرم الان حدود سه سال و یک ماهه است. جدیدترین کلماتش هم: این یکی(ایته ای) اون یکی (اوته ای) خاله راحله(خاله تاحله) امروز(ارموز) به هر چیزی هم که قبلا اتفاق افتاده باشه میگه "دیشب توی میوه ها خرمالو رو از همه چی بیشتر دوست داره و توی تنقلات کرانچی و پسته. بازی مورد علاقش اینروزا پارکینگ و باغ وحش درست کردنه. کارتن های مورد علاقه پسرم هم: میگ میگ، پینگو، پلنگ صورتی(پلند صورتی)، و به طور خیلی خاص همچنان تام و جری(موو موش) دستشویی رو خودش به تنهایی میره و فقط با صدای بلند فریاد میزنه: ماماااااان بیا منو بشور. شبها توی تخت خودش میخوابه و فقط موقع خواب کنارش ادامه مطلب

برچسب: بازگشت بعد از طلاق,بازگشت بعد از مرگ,بازگشت بعد از جدایی,بازگشت بعد از خیانت,بازگشت به ایران بعد از پناهندگی,بازگشت به ایران بعد از مهاجرت,بازگشت پس از طلاق,بازگشت پس از جدایی,بازگشت پس از مرگ,بازگشت واریکوسل بعد از عمل, نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 15:57

آقااشکان ما از امروز با تقاضای خودش به مهد برگشت. اولش کمی غریبی میکرد ولی خیلی زود عادت کرد. دیروز اتفاق جالبی افتاد که باعث شد ما به وضوح شاهد رشد پسرمون باشیم. من خونه نبودم و اشکان و باباش تنها بودن ،وقتی اومدم بابا حسن گفت گوشیم توی اتاق تو شارژ بوده وقتی اومدم دیدم وسط اتاق افتاده . در کمال ناباوری وقتی از اشکان پرسیدم که "پسرم شما به گوشی بابا دست زدی؟" شروع کرد به خروپف کردن انگار نه انگار ازش سوالی پرسیدیم . هیچی دیگه ما هم کاملا فهمیدیم خراب کاری زیر سر کی بوده------ پسرم هنوز به عقب میگه عبق به مهرناز میگه مونه به رودخونه میگه روخدونه به مطمئنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 15:57

اشکان من الان چهارسال و دو ماهه ست.علاقه شدیدی به بازی ایکس باس داره.کارتن مورد علاقه باب اسفنجی و بازی با حیوونات جای ماشین بازی رو گرفته.امسال برای تولدش شمال ویلای بابایی بودیم و به سفارش خودش براش کیک باب اسفنجی گرفتیم.تابحال اشکان اینقدر برای تولدش ذوق نکرده بود و ما هم خیلی خوشحال بودیم.وقتی از شمال برگشتیم چون هوا خیلی سرد بود و غیبت طولانی داشت دیگه مهد نرفت و الان روزها من و اشکان خونه هستیم. نه از کارکردن خبریه و نه از کلاس ورزش ولی همینکه اشکان خوشحاله منم راحتم.. پسرم تقریبا همه چیز رو دیگه درست تلفظ میکنه فقط همه س و ش هارو جابجا میگه و من ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 15:57

پسرم این روزا و تقریبا با تمام شون چهار سالگیش سوالهای تمام نشدنی داره مثلا مدام میپرسه:مامان ادمها وقتی میمیرن کجا میرن؟ پدر و مادرا بعد از مردنشون باز هم بچه هاشونو دوست دارن؟ غول تو واقعیت هم وجود داره؟ چرا گربه ها چهار تا پا دارن ما دو تا داریم؟ چرا پرنده ها بال دارن ما نداریم؟ چرا خانمها میتونن موهاشونو زرد کنن مردها نمیتونن؟ و هزارتا سوال دیگه....... که برای بعضی هاش واقعا جواب ندارم. اینروزها فقط به ابن فکر میکنم که اشکانم هر روز که بزرگتر و عاقلتر میشه نیاز به توجه و رسیدگی بیشتری داره و آیا من مادر خوبی براش هستم؟؟؟؟؟؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 15:57

اشکان چهارسال و نیمه من داره اولین سفر خارجی خودشو به شهر کوش اداسی ترکیه تجربه میکنه.از روزی که بهش گفتم قراره بریم اروم و قرار نداشت و شب اخر هر قیقه میپرسید پس کی میریم؟؟؟؟ اولین بار توی پنج ماهگی سوار هواپیما شده بود و تقریبا هیچ تصویری از هواپیما توی ذهنش نبود و خیلی بلند شدن هواپیما براش هیجان انگیز بود و ذوق زده شده بود. اینجا هم چهار روز اول خیلی خوب بود و مدام توی استخر و پارک آبی بود ولی الان همش میگه پس کی میریم ایران آخه اینجا توی ذرتهاشون پنیر نمیریزن و ما هم از این مشکل بزرگش خندمون میگیره. ما پس فردا به تهران برمیگردیم و پرونده این سفر آقاادامه مطلب

برچسب: اهنگ اشکان اولین و آخرین,اشکان اولین و آخرینم,اشکان اولین و آخرین,دانلود آلبوم اشکان اولین و آخرین, نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 15:57

اشکان خرداد ماه امسال دومین سفرخارجی رو تجربه کرد. شوقش برای سفر وصف نشدنی بود. علی الخصوص حضور پسرخاله ش ذوقش رو چندین برابر کرده بود. پسرم هنوز تعداد کمی از کلمات رو اشتباه تلفظ میکنه.به "شهاب سنگ" میگه "سهاب شنگ" ,و به "فریاد" میگه "فیراد". وزنش حدود 25کیلو و منتظره تا دوماهه دیگه به پیش دبستانی بره. کارتون مورد علاقه ش اینروزا شش قهرمان و کله کدو و تیتان ها ست. شبها به راحتی تو اتاقش میخوابه.به تنهایی دستشویی میره ولی حمام رو با کمک ما میره. بهترین تفریحش اینروزا استخر رفتن با باباش و جنگ کردنه که انصافا باباش اصلا کم نمیزاره. مثل همیشه تو کارای خونه کمکمادامه مطلب

برچسب: پسر پنج ساله,پسر پنج ساله سوری,پسر پنج ساله افغانی,روانشناسی پسر پنج ساله,اهنگ پسر پنج ساله افغانی,آواز پسر پنج ساله افغانی,پسر بچه پنج ساله,فروش پسر پنج ساله,دانلود اهنگ پسر پنج ساله افغانی,دانلود آواز پسر پنج ساله افغانی, نویسنده: بهراد رادمنش تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 15:56

صفحه بندی